سریالهای جدید18فروردین  1392

 

 

در صورتی که یوزر پسوردی کار نکرد ، از یوزر پسورد دیگری استفاده نمایید

 

 

(با اتمام مدت اعتبار پسورد ها جهت آپدیت مجدداْ به همین وبلاگ مراجعه فرمایید )

 


Username:TRIAL-84872196

password:athd5xh8a2


Username:TRIAL-84872202

password:cjxhr763sj


Username:TRIAL-84870889

password:m6trrnssuv


Username:TRIAL-84870902

password:7rx62x3kke


Username:TRIAL-84870905

password:8upsnumsxp


Username:TRIAL-84870975

password:4x4xfvm4cp



 

[ یک شنبه 25 / 12برچسب:نود32,پسورد,یوزر,

] [ 12:8 ] [ احمد روزبهانی ]

[ ]

(من لم يشكرالمخلوق لم يشكر الخالق) )

 

باسپاس فراوان از زحمات ارزشمند وخدا پسندانه تمامي برادران عزيز وخواهران محترمه که  صميمانه اظهارمحبت  نموده و با دريايي از احساسات و عواطف انساني خويش موجبات تسلي خاطر را فراهم نموده اند، و برای شفای برادرمان ( عبدالرضا خلیلی )دعا نمودند و همچنین جهت عیادت او به بیمارستان و منزل ایشان تشریف آوردند مراتب سپاس و قدر داني را صميمانه اعلام مينماييم و از آنجايي كه توفيق تقدير و تشكر از محضر محترم فرد فرد شما حاصل نگشته از همه ي عزيزان پوزش ميطلبيم و از اعماق وجود /شاد كامي و بهروزي همگان را از ايزد منان خواهانيم و اميد است بتوانيم در كار هاي خير شما عزيزان جبران زحمات نماييم. من الله توفيق

از طرف (خانواده خلیلی و غلامی )

[ سه شنبه 13 / 12برچسب:تشکر,پیام,قدردانی,

] [ 6:17 ] [ احمد روزبهانی ]

[ ]

کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود ، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد. پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه ها ببیند.

در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد. بعد از 6 ماه خبررسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود.استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد.سر انجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد!

سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاه ها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات کشوری، آن کودک یک دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری کشورانتخاب گردد. وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد رازپیروزی اش را پرسید. استاد گفت: "دلیل پیروزی تو این بود که اولاً به همان یک فن به خوبی مسلط بودی، ثانیاً تنها امیدت همان یک فن بود، و سوم اینکه راه شناخته شده مقابله با این فن ، گرفتن دست چپ حریف بود که تو چنین دست نداشتی!
یاد بگیر که در زندگی ، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده کنی.راز موفقیت در زندگی ، داشتن امکانات نیست ، بلکه استفاده از "بی امکانی" به عنوان نقطه قوت است."

 

 

 


[ یک شنبه 27 / 11برچسب:نقاط,قوت,ضعف,

] [ 12:22 ] [ احمد روزبهانی ]

[ ]

با تشکر از همه کسانیکه در مورد این مطلب نظر دادند

ایستاده از راست : مجید زارعی (هدکان ) - ایوب باشی ( کری ) - احمد روزبهانی ( بوالخیر ) خوشنام تنگشکر ( رستمی ) - علی زارعی فر ( رستمی ) - مرحوم موسی خلیلی (عامری ) -

نشسته از راست : عقیل بستان ( بوالخیر ) طاهری ( کری ) احمد جوانی ( رستمی ) مسعود بوالخیری ( بوالخیر ) عبدالله پورسلمان (بوالخیر .

این تیم ، تیم دبیرستان حاج سید محمد محمدی بوالخیر در سال 1375 می باشد .که با تیم دبیرستان شهید بهشتی مسابقه داشت و در تیم دبیرستان شهید بهشتی مرحوم رضا باراده حضور داشت . و نکته جالب اینکه مرحوم خلیلی و باراده هر دو دریک سال و در یک شب  فوت کردند . 

 

 

 

[ دو شنبه 9 / 10برچسب:عکس ,

] [ 20:15 ] [ احمد روزبهانی ]

[ ]


 گوش شیطون کر،  مثل اینکه پمپ بنزین بوالخیر  میخواد راه بیفته .طبق صحبتهای که شنیده شده تنها مشکل تیر برق فشار قوی است که اداره برق تقبل شده تا همین چند روز آینده تیر برق ها رو جابجا کنه (که بخاط سیل و طوفان این چند روز اخیر فرصت خواستند تا ابتدا مشکل برق مناطق سیل و طوفان زده درست کنند ) و پمپ بنزین راه بیفته . آقای حاج فاضل قاسمی هم از همه مردم منطقه عذر خواهی کرد و تشکر ویژه از آقای سید عبدالله محمدی  ریئس شورا و آقای غلامحسین خلیلی دهیار محترم بخاطر پیگیرییهای که در این چند روز اخیر انجام دادند ، کردند .امیدواریم که اداره برق هم هر چه سریعتر این تیر های برق رو جابجا کنه تا مشکل مردم این منطقه از بابت سوخت ماشینها حل گردد.

[ یک شنبه 17 / 9برچسب:پمپ بنزین,,

] [ 19:28 ] [ احمد روزبهانی ]

[ ]

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 17 / 9برچسب:عکس,طبیعت,بوالخیر,

] [ 11:21 ] [ احمد روزبهانی ]

[ ]

محرم آمد و باز هم دریغ از حسینه نا تمام بوالخیر چرا مردم بوالخیر باید چوب کینه و لجاجت بعضی افراد را بخورند ، الان چند سال است که مردم چشم انتظارند که حسینه تمام بشه و محرم رو در حسینیه جدید به عزاداری بپردازند .اما هر سال دریغ از پارسال ، آقایانیکه زحمت کشیدند دستشان درد نکنه از اینکه با همین بودجه که در اختیار داشتند حسینیه را تا اینجا رسانند ولی چرا اینطوری نا تمام مانده تا کی باید نا تمام بمونه و مردم  خاطرات گذشته خود را در حسینیه نا تمام خود مرور کنند .تا کی دو دستگی ، تا کی لجبازی ، آیا با این لجبازی و دو دستگی پیشرفت می کنیم پروژهای نا تمام پایان می رسد . دریغ از .....

 

[ چهار شنبه 22 / 8برچسب:محرم ,دریغ,,

] [ 22:1 ] [ احمد روزبهانی ]

[ ]

داستان کوتاه قهوه شور

اون (دختر) رو تو یک مهمونی ملاقات کرد. خیلی برجسته بود، خیلی از پسرها دنبالش بودند در حالیکه او (پسر) کاملا طبیعی بود و هیچکس بهش توجه نمی کرد.
آخر مهمانی، دختره رو به نوشیدن یک قهوه دعوت کرد، دختر شگفت زده شد اما از روی ادب، دعوتش رو قبول کرد. توی یک کافی شاپ نشستند، پسر عصبی تر از اون بود که چیزی بگه، دختر احساس راحتی نداشت و با خودش فکر می کرد، خواهش می کنم اجازه بده برم خونه…
یکدفعه پسر پیش خدمت رو صدا کرد، میشه لطفا یک کم نمک برام بیاری؟ می خوام بریزم تو قهوه ام. همه بهش خیره شدند، خیلی عجیبه! چهره اش قرمز شد اما اون نمک رو ریخت توی قهوه اش و اونو سرکشید. دختر با کنجکاوی پرسید، چرا این کار رو می کنی؟ پسر پاسخ داد، وقتی پسر بچه کوچیکی بودم، نزدیک دریا زندگی می کردم، بازی تو دریا رو دوست داشتم، می تونستم مزه دریا رو بچشم مثل مزه قهوه نمکی. حالا هر وقت قهوه نمکی می خورم به یاد بچگی ام می افتم، زادگاهم، برای شهرمون خیلی دلم تنگ شده، برا والدینم که هنوز اونجا زندگی می کنند. همینطور صحبت می کرد، اشک از گونه هاش سرازیر شد. دختر شدیدا تحت تاثیر قرار گرفت. یک احساس واقعی از ته قلبش. مردی که می تونه دلتنگیش رو به زبون بیاره، اون باید مردی باشه که عاشق خونوادشه، هم و غمش خونوادشه و نسبت به خونوادش مسئولیت پذیره… بعد دختر شروع به صحبت کرد، در مورد زادگاه دورش، بچگیش و خونوادش.
مکالمه خوبی بود، شروع خوبی هم بود. اونها ادامه دادند به قرار گذاشتن. دختر متوجه شد در واقع اون مردیه که تمام انتظاراتش رو برآورده می کنه: خوش قلبه، خونگرمه و دقیق. اون اینقدر خوبه که مدام دلش براش تنگ میشه! ممنون از قهوه نمکی! بعد قصه مثل تمام داستانهای عشقی زیبا شد، پرنسس با پرنس ازدواج کرد و با هم در کمال خوشبختی زندگی می کردند….هر وقت می خواست قهوه براش درست کنه یک مقدار نمک هم داخلش می ریخت، چون می دونست که با اینکار حال می کنه.
بعد از چهل سال، مرد در گذشت، یک نامه برای زن گذاشت، عزیزترینم، لطفا منو ببخش، بزرگترین دروغ زندگی ام رو ببخش. این تنها دروغی بود که به تو گفتم— قهوه نمکی. یادت میاد اولین قرارمون رو؟ من اون موقع خیلی استرس داشتم، در واقع یک کم شکر می خواستم، اما هول کردم و گفتم نمک. برام سخت بود حرفم رو عوض کنم بنابراین ادامه دادم. هرگز فکر نمی کردم این شروع ارتباطمون باشه! خیلی وقت ها تلاش کردم تا حقیقت رو بهت بگم، اما ترسیدم، چون بهت قول داده بودم که به هیچ وجه بهت دروغ نگم… حال من دارم می میرم و دیگه نمی ترسم که واقعیت رو بهت بگم، من قهوه نمکی رو دوست ندارم، چون خیلی بدمزه است… اما من در تمام زندگیم قهوه نمکی خوردم! چون تو رو شناختم، هرگز برای چیزی تاسف نمی خورم چون این کار رو برای تو کردم. تو رو داشتن بزرگترین خوشبختی زندگی منه. اگر یک بار دیگر بتونم زندگی کنم هنوز می خوام با تو آشنا بشم و تو رو برای کل زندگی ام داشته باشم حتی اگه مجبور باشم دوباره قهوه نمکی بخورم.
اشک هاش کل نامه رو خیس کرد. یه روز، یه نفر ازش پرسید، مزه قهوه نمکی چیست؟ اون جواب داد شیرینه


نویسنده : حسنی

 

[ یک شنبه 19 / 8برچسب:داستان آموزنده,قهوه,نمکی,

] [ 13:51 ] [ احمد روزبهانی ]

[ ]

 

 

متن زیبا فرزاد حسنی به مناسبت عید غدیر خم
... دستانش در دستان کسی که دخترش او را همسر خود نامید.دختری که خود مادر پدرش ماند.دستانش دستان کسی را به اهتراز در می‌آورد که...

ترانه فرزاد حسنی به مناسبت ازدواج حضرت علی و فاطمه (س)
.. اگه که سبزه فدک ، اگه می‌چرخه فلک .. اگه خدا نسمیشُ ، سپرده به قاصدک .. بهونه تمومشون مهر "علی "و "زهرا"ست .. ترانه‌ها ترانه‌ها اوّل عشق همین جاست ..

 


دستانش در دستان آلاله همیشه تابان
درخشش را به مردی دیگر نوید می‌دهد
چشم از کوچکی‌اش قهر می‌کند، چشمه، بزرگی
دنیا را در زلالی آن دو، در آغوش می‌کشد
چشمه، دریا شد، موج، بهمن کوهسار
خورشید، شعله اولین نگاه
دستانش در دستان کسی که دخترش او را همسر خود نامید
دختری که خود مادر پدرش ماند
دستانش دستان کسی را به اهتراز در می‌آورد که عشیره‌ای
به حرمتش به سیادت می‌رساند
دستانش دستان علی را به اعلی می‌رساند
حال دستان علی هم نبض دستان اوست
دستان، والا پیامدار محمد(ص)
 
منبع: متن فرزاد حسنی

 

[ جمعه 10 / 8برچسب:غدیر,علی,

] [ 12:49 ] [ احمد روزبهانی ]

[ ]

قهرمانی تیم والیبال ساحلی بندر بوالخیر در مسابقات ساحلی

قهرمانی تیم والیبال ساحلی بندر بوالخیر در مسابقات ساحلی شهرستان تنگستان که به میزبانی بندر رستمی بمناسبت هفته سلامت و تندرستی برگزار شد به همه ورزشدوستان و والیبال دوستان تبریک عرض می کنم .

این بازیها که در چند رشته برگزار گردید که در فوتبال ساحلی تیمهای خورشهاب و رستمی به فینال رسیدند  که در پایان تیم رستمی با برد 2 بر 0 مقابل خورشهاب به قهرمانی رسید .

 والیبال در یک گروه 4 تیمی با حضور تیمهای بوالخیر - عامری - رستمی و گاهی برگزار شد که به قهرمانی تیم بوالخیر انجامید . بازیکنان تیم بوالخیر در این بازیها را آقای احمد روزبهانی و علی غلامی تشکیل می دادند  

[ جمعه 3 / 8برچسب:والیبال,قهرمانی,ساحلی,

] [ 6:30 ] [ احمد روزبهانی ]

[ ]